|
میدونم خسته تر از منی خسته از تکرار قول بده تنهایت رو بزرگ نکنی قول بده چشمات به فاصله عادت نکنه قول بده به اندازه دستای خالی من زندگی کنی قول بده به من بودنب دل خوشی من باشه
دل تنگم دل تنگ ... موندم چکار کنم با خیالات خدایا هیچ وقت از یادت نبردم در سخت ترین لحظات زندگی باز هم گفتم شکر خدایاهیچ وقت نگفتم هر جور شده کمکم کن همیشه گفتم دادهایت را شکر ندادهایت را شکر ولی این بار ازت میخوامش خدایا خدایا..........................
هرگز از بی کسی خویش مرنج
از من دوری دور
اما احساست می کنم
دلم می خواهد بارانی باشد
تا اشکهایم را نبینند دلتنگم دلتنگ کاشی بفهمی چی میگم کاش..........................خدایا
و بی بهانه مرابه تو وصل میکند و اندوهم را بیشتر می کند
من و تو مثل کاغذ سوخته ایم میفهمی که.............. خیلی وقتا دلم می خواد برم یه جایی که خود باشم و خودم و با تردید هام خلوت کنم تا سایه ات رو باور کنم چون از افکار م متنفرم
با همه عالم قهر ميكنم حتي نمتونم خودمو تو اينه ببينم دلم مي خواد از ته دل داد بزنم فكر مي كنم بد جوري رو دست خوردم تا حالا به بن بست ارزو رسيده ايد تا حالا خنده تون رو در امتداد يه اميد واهي روانه كرده ايد و در سكوت سقوط را تجربه كرده ايد
اگه
يه روز کسي بهت گفت دوست دارم سعي نکن بهش بگي دوستش داري . اگه گفت
عاشقتم سعي نکن عاشقش بشي . اگه گفت همه ي زندگيش تويي سعي نکن همه ي
زندگيش باشي ، چون يه روز مياد و بهت ميگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمي توني
سعي کني ازش مُتنفر بشي
مرا همچون سيب كه چيده و بوئيده اي در زير با لگد كردي اي يار اي يار اي يگانه ترين يار چه مهربان بودي وقتي دوروغ مي گفتي چه مهربان بودي وقتي پلك هاي اينه را مي بستي و در سياهي ظالم مرا به چراگاه عشق مي بردي اي يار سكوت چيست بجز حرفهاي نگفته و اكنون به خود مي گويم كه تو هيچ وقت پيش نرفتي تو فرو رفتي |
مريم![]()
انتظار
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 مي خونم
اوا |